وز من مپرس حال و روزم را رو سراغ حالم ز خیال گیر زخیالی که دل زمن ربوده زمانی که به کندی گذرد کندی که چشم حقیقت سوزاند چشمی که در راه گذارم راهی که به ناکجا سپارم ناکجای حقیقت را حیران، دنبالم حقیقت بازی مرگ وکنون خسته زبازی دغل-نامنتهای مردان تنور در تنور پلک خشکانم اشک ترس ترس هتک روح بچربد بر عرش غرور غرورم بشکن تاکه دهان باز کنم ... شرح این ماوقعه دوچندان آغاز کنم چون من مغرور حاسد بسیارند همی خیال گزیند آنکه باشد ذی فهم و شعور بلبلان بر سر بی خردم قار کنند ... قمریان بر خرد بی سرم واق زنند نیابی چون من بخرد ز جان خسته حال مانی در رکاب آن عقل برگشته
ای خدایا مرده عشق به ز زنده طوطی باشد ... کنده خشک به ز کله قوطی باشد گر به روزی گیرند اعتراف ز خورشید ... عشق خیال ز خاطر خواهد خروشید
سومین کارگاه علمی شاخه دانشجویی انجمن رمز ایران در دانشگاه صنعتی شریف دانشگاه صنعتی شریف، دانشکده مهندسی برق، سالن کهربا ساعات 9 تا 12 و 13 تا 16 روز 6 خرداد ماه 1388
محورهای اصلی کارگاه
کلاس های پیچیدگی محاسبه و جایگاه مساله تجزیه اعداد مباني رياضي تجزیه اعداد صحیح روش های کلاسیک در تجزيه اعداد غربال مبتنی بر میدان اعداد (GNFS و SNFS) محك هاي جديد در تعيين اول يا مركب بودن اعداد مسائل پیاده سازی الگوریتم های تجزیه اعداد
جهت شرکت رایگان در کارگاه علمی حتما از طریق نشانی http://ee.sharif.edu/~farhat/sbisc.htm ثبت نام نمایید. برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید با شماره همراه 09354500369 یا ایمیل sharif at isc.org.ir تماس بگیرید.
فلسفه اصول اصولا هر دو عقلی به اصول متفاوتی اعتقاد دارند. جمله نخست نیز جزء اصولی است که بیشتر اذهان بدان اعتقاد دارند. انسان (به معنای عام) پاره خط که نه ولی نیم خط است و خط بودنش چندان تفاهمی در میان فهیمان ندارد. چرا ازلی بودنش هنوز توجیه مناسبی نیافته است، که شاید به دلیل اقبال اصل علیت و غیرعلی نبودن پدیده ها در توجیه منطق احساس باشد. به عنوان حدس اثبات کنید که: ازلی نبودن انسان شرط لازم و کافی برای معتقدبودن انسان به اصول موضوعه است. یعنی اگر انسان ازلی می بود به اصول موضوعه مطلقی اعتقاد نداشت!
انتروپی پوچ
-
گر دورم ز تو باور مکن که زاید فاصله ها انتروپی متقابلمان گر غروب من طلوع تو
باشد باور مکن که روی ز خاطرمان بدان که هست همواره مشغولیتی در پس زمینه این
ذهنم...